قرار نیست زیر بار هر قیمتی برویم، خردمندانه "آجیل" نخریم !
آجیل،
نه کسی را سیر می کند و نه کسی از نخوردنش دچار سوءهاضمه می شود. آنچه
حضور آجیل را در سبد خرید عید الزامی کرده است ، نگرانی از قضاوت قوم و
خویش و دوست و آشناست که نکند بیایند و برود و بگویند که خانه فلانی آجیل
نداشت یا اگر هم نگویند ، پیش خود فکر کنند که ما ، فقیر و ندار هستیم.
اگر
این تصور که نداشتن آجیل در سفره عید ، نشانه فقر است ، از بین برود ، آن
الزام نه چندان مهم تاریخی(!) مبنی بر داشتن آجیل در عید نیز می تواند
منتفی شود.
ما
می توانیم ، امسال که قیمت آجیل بی قواره بالا رفته ، آجیل نخریم و به
مهمانان مان بگوییم که "نه از سر نداری و فقر ، که به خاطر اعتراض به گرانی
بی قاعده آجیل آن را نخریدیم.ما ، بخشی از جامعه هستیم و قرار نیست هر طور
که خواستند با ما رفتار کنند و قرار نیست اجناس را به هر قیمتی که تحمیل
کردند بخریم."
می
توانیم برای گرم شدن محفل عیدمان ، تعریف کنیم که یک بار در آلمان ، شیر
را بیش از حد متعارف گران کردند و مردم نیز ، بی آن که مانند برخی جوامع
بدوی ، شلوغ و شورش کنند ، تنها کاری که کردند این بود که شیشه های شیر که
توزیع کنندگان پشت در خانه هایشان می گذارند را برنداشتند... و چند روز بعد
، قیمت ها به حالت سابق برگشت.
و
در ادامه می توانیم این "رفتار متمدنانه" را با "رفتار خشونت آمیز" سودانی
ها مقایسه کنیم که در اعتراض به گرانی بنزین ، پمپ بنزین ها را آتش زدند و
باز آن را با "رفتار نامعقول" خودمان مقایسه کنیم که وقتی چیزی گران می
شود ، خریدمان را چند برابر می کنیم تا به گران کنندگان جایزه هم بدهیم! و
این در حالی است که در قریب به اتفاق موارد ، کاستن یا قطع تنبیهی و موقتی
خرید خیلی از اقلام ، ضرری به زندگی مان نمی زند ، همان طور که هیچ کدام از
آلمانی ها ، با چند روز شیر نخوردن ، نمردند.
در
همین عربستان هم سال گذشته ، مدتی مرغ گران شد و مردم با شعار "نمی خریم
تا مرغ هایشان بگندد" مدتی مرغ نخریدند تا ارزان شد ولی در ایران ، مردم
دنبال کامیون مرغ دویدند و تا جایی که می توانستند خریدند ؛ مقایسه تلخی
است اما این دو اتفاق تقریباً در یک مقطع زمانی رخ دادند و عربستانی ها آن
کردند و ما ایرانی ها این!
علت
نداشتن آجیل در ایام عید امسال ، می تواند "فقر" نباشد ، بلکه "احساس
مسؤولیت در قبال جامعه" باشد. در این صورت ، مهمانان ، نه تنها سوء ظن
نخواهند داشت ، بلکه تحسین مان هم می کنند زیرا آنقدر درک و شعور دارند که
بفهمند این مسؤولیت اجتماعی ،بسیار ارزشمندتر از شکستن چند تخمه و خوردن
چند پسته است.
اگر
چیزی خارج از قاعده گران شود، در جوامع متمدن ، مردم "خردمندانه" آن را
تحریم می کنند ؛ در جوامع عصبی ، "وحشیانه" شورش و خرابکاری می کنند و در
جوامع احساساتی ، "حریصانه" می خرند... وقت آن است که ما نیز خردمندانه عمل
کنیم.
آجیل،
نه کسی را سیر می کند و نه کسی از نخوردنش دچار سوءهاضمه می شود. آنچه
حضور آجیل را در سبد خرید عید الزامی کرده است ، نگرانی از قضاوت قوم و
خویش و دوست و آشناست که نکند بیایند و برود و بگویند که خانه فلانی آجیل
نداشت یا اگر هم نگویند ، پیش خود فکر کنند که ما ، فقیر و ندار هستیم.
اگر این تصور که نداشتن آجیل در سفره عید ، نشانه فقر است ، از بین برود ،
آن الزام نه چندان مهم تاریخی(!) مبنی بر داشتن آجیل در عید نیز می تواند
منتفی شود.

دست نوشته های کارمند بانک ملی استان آذربایجانغربی